وبلاگ من. درمان من. وبلاگ من. درمان من.

 
وبلاگ من. درمان من.
 
 
منوی اصلی
صفحه نخـــــست
چــــاپ صفــــحه
خـــانه كردن وب
ذخـــــیره صفحه
پـست الکترونیک
بایگـــانی مطالب
در باره ی ما
 

به وبلاگ من09139106912
موضاعات
پیوند وبلاگ
وب سایت خدایان یونان
درمان اعتیاد
درمان وابستگی به سیگار
کیت اگزوز
زنون قوی
چراغ لیزری دوچرخه






 

فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

زیباترین سایت ایرانی

جدید ترین سایت عکس

نازترین عکسهای ایرانی


آرشیو ماهیانه
هفته دوم بهمن 1397
هفته دوم بهمن 1397
هفته اول بهمن 1396
هفته دوم بهمن 1395
هفته سوم دی 1394
هفته چهارم دی 1394
هفته چهارم بهمن 1394
هفته چهارم دی 1394
هفته دوم دی 1394
هفته چهارم دی 1393
هفته اول بهمن 1393
هفته چهارم دی 1393
هفته سوم دی 1393
1393
هفته سوم دی 1391
هفته چهارم دی 1391
هفته چهارم بهمن 1390
هفته چهارم دی 1390
هفته سوم دی 1390
هفته چهارم بهمن 1390
هفته سوم بهمن 1390
هفته اول بهمن 1390
هفته چهارم دی 1390
هفته اول بهمن 1390
هفته چهارم دی 1390
هفته سوم دی 1390
هفته چهارم دی 1389
نویسندگان
نویسندگان
پیوند وبلاگ
یونان
مدرس فتوشاپ
وبلاگ درمانی
کیت اگزوز ریموت دار برقی
ارسال هوایی بار از چین
خرید از علی اکسپرس
مستر قلیون

:: تمام پیوندها ::
 
طراح قالب و کد های جاوا...

كاربران آنلاين: نفر
تعداد بازديدها:
RSS

طراح قالب و کد های جاوا...

Www.LoxBlog.Com

کد های وجاوا :

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 2
بازدید هفته : 26
بازدید ماه : 3
بازدید کل : 35459
تعداد مطالب : 40
تعداد نظرات : 27
تعداد آنلاین : 1


پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین


عقل

 

یکی از مسائلی که همواره در بین فیلسوفان مطرح بوده است، راه های رسیدن به شناخت است. هر چند تعاریف متفاوت و مفصلی در رابطه با شناخت ارائه شده است، بهتر است در ابتدا این عبارت به آن صورت که مورد نظر این بحث می باشد، تبیین شود.

آنچه در طول تاریخ بشر همواره به آن توجه شده است، اهمیت عقل آدمی است در رسیدن به انواع علوم. این علوم شامل تمامی اطلاعاتی می شود که هر انسانی در طول زندگی با آن سر و کار دارد و آن را برای بهبود اوضاع خود به کار می گیرد. در بین این امور شناخت خدا و خود انسان و راه های دستیابی به سعادت از جمله مباحثی هستند که از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده اند. اما اینکه عقل آدمی با ویژگی ها و کاستی ها و بی شک خطاهای موجود در آن تا چه حد می تواند آدمی را در کامیابی و موفقیت او یاری بخشد، تردیدی برای افراد باقی می گذارد. در نتیجه این تردید ها بوده است که انسان را بر آن داشته که به چیزی به جز عقل نیز متوسل شود.

فردی که به وحی و آموزه های الهی اعتقاد دارد، در رسیدن به شناخت جایگاه خاصی را به آن اختصاص می دهد. پس با در نظر گرفتن مطالب ذکر شده دو راه در اختیار بشر قرار گرفته است که او را طی مسیر به سوی سعادت و شناخت یاری می کند. البته با در اختیار داشتن این دو روش همچنان اختلاف هایی در بین متفکران وجود داشته است. تعیین جایگاه هر کدام از آنها و اعتبار و اثرشان نگرش های متفاوتی را ایجاد کرده است.

رابطه بین عقل و وحی را می توان با این سئوالات مطرح کرد که چه نوع شناختی از طریق وحی و از طریق عقل حاصل می شود. آیا وحی و یا عقل هر کدام به تنهایی قادر خواهند بود انسان را به مقصد نهایی که شایسته اوست برسانند. ارتباط این دو و نقش هر کدام در روند زندگی بشر چیست. شاید بتوان گفت از جمله کسانی که این مسئله را به شدت مورد بررسی قرار دادند، فلاسفه در قرون وسطی بودند. در مواجهه با این سئوالات و در رفع آنها چهار نگرش مختلف در دوران قرون وسطی و فیلسوفان آن زمان ایجاد شد.

دیدگاه نخست از نظرات ترتولیانوس ناشی شده است. خلاصه سخنان او را در قرن دوم می توان در این جمله خلاصه کرد: " ایمان دارم زیرا محال است." او و هم فکرانش تنها بصیرتی را معتبر می دانستند که از راه وحی و مسیحیت به دست آمده باشند. با وجود چنین آموزه هایی دیگر جایی برای ورود عقل بشری باقی نمی ماند. با نفی عقل عرصه بر میدان فلسفه هم تنگ تر شده بود. گاهی فلسفه در تعارض با وحی قرار می گرفت و پیروان این دسته بدون توجه به فلسفه، آموزه های دینی را صحیح می پنداشتند و در ادراکات ناشی از فلسفه را به کلی نادیده می گرفتند. آنان نظرات خود را اینگونه توجیه می کردند که اگر عقل بشر برای پیشرفت و تکامل او کفایت می کرد، تعالیم دینی و وحی جایگاهی در زندگی او نداشتند در حالی که خداوند این آموزه ها را با کمال ظرافت برای رسیدن انسان به هدف نهایی خود، به او عرضه کرده است. این گروه موضع افراطی با گرایش قوی به وحی و ایمان به آن دارند. بسیاری از برخوردهایی که از روبه رو شدن فلسفه و الهیات حاصل شده بود، توسط دسته اول هموار می شود. زیرا از این دیدگاه، اصولا رابطه ای بین شناخت وحیانی و معرفت عقلانی وجود ندارد و یگانه راه شناخت در زندگی انسان ها وحی است.

دومین دیدگاه متعلق است به آگوستینوس و پیروانش که عقل را در مرتبه پایین تری از وحی نهاده است. این گروه اهمیت و اعتبار عقل را به کلی نفی نکرده اند بلکه وحی را بر آن مقدم می دانند. پیداست اعتقادات این دسته نسبت به گروه اول از تعادل بیشتری برخوردار است. علاوه بر آگوستینوس می توان از آنسلم به عنوان یکی از هواداران این تفکر نام برد. او معتقد است: "ایمان دارم که می توانم بفهمم." پس در نظر آنان شناختی که از طریق عقل حاصل می شود در سایه ایمان مسیحی تولید شده است. وحی کلام خداست و عقل بشر را خطاب قرار می دهد. اگر عقل افراد در درک کلام مقدس کوشا باشد، در نهایت و پس از مرگ قادر خواهد بود آن را به تمامی بفهمد و این خود پیروزی بزرگ انسان می باشد. آن چه در این دنیا نصیب شخص می شود پیش آگاهی و مقدمه ای است که نوید سعادت او را در آن جهان می دهد. از این رو شناخت عقلانی در پناه آموزه های دینی معنا یافته و در زندگی انسان ها مفید واقع می شوند.

سومین سنت متعلق به ارسطوییان است. در قرن دوازدهم و سیزدهم مکتب ارسطو در بین مسلمانان و متفکران اسپانیایی که تحت قلمرو مسلمانان قرار داشتند، رونق گرفته بود و طرفداران زیادی داشت. از طرفی اسلام نیز در تفکر آنان رخنه کرده و تثبیت شده بود. اما گاهی پیش می آمد که بین تعالیم اسلام و عقاید ارسطو تقابلی رخ دهد. در نظر آنان قرآن نماد وحی والهیات وهمچنین ارسطو نماد عقل و خرد آدمی محسوب شده و باید تعادلی در جهت رفع این تضادها و برخوردها اندیشیده شود. اینجا بود که آرای ابن رشد مطرح گردیدند. او وحی را مفهومی می دانست که به صورت کلمات عرضه شده بود و از این رو قرآن نیازمند تفسیر از جانب عقل بود. درست است که متکلمان و الهیون در آن زمان مشغول این امر مهم بودند ولی او انجام این کار را از وظایف فیلسوفان می دانست. زیرا تنها فلاسفه هستند که می توانند برهان ها و استدلالات منطقی در تفسیر آیات و کلام الهی ارائه دهند. از نظر او موضع عقل و فلسفه به کلی از وحی و الهیات جدا بوده و در صورت بروز هر گونه اختلاف در این دو، تنها فیلسوفان حرفه ای و تعلیم دیده شایستگی لازم را برای دخالت و سپس رفع شبهات دارند.

گروه آخر در این دسته بندی افرادی بودند که سعی کردند مشکلات و اختلاف هایی را که در سه دسته وجود داشت، بر طرف کنند. در راس اینان قدیس توماس آکوئیناس بود که تاثیر ماندگاری در اندیشه متفکران آن دوره و پس از آن داشته است. تلاش های او در ترکیب و تلفیق این نظرات تاثیر بی نظیری در ساختمان نظام فکری فلاسفه گذاشته است.

توماس در ابتدا دو بنیان اساسی برای تفکراتش بنا نهاد. اول اینکه او به طور کلی فلسفه و وحی را از یکدیگر جدا کرد. شناختی که از وحی پدید می آید یک شناخت ایمانی و فوق طبیعی است در حالی که عقل انسان می تواند شخص را در مسائلی که حسی و طبیعی است هدایت کند. دومین اصل او این بود که بنیاد هر شناختی در انسان ها، تجربه های حسی او هستند.

شاید در مکتب آکوئیناس یک نوع دوگانگی بین دو شناخت مستقل یاد شده به چشم بخورد. اما ذکر این نکته ضروری است که توماس هر گونه شناختی را،بدون در نظر گرفتن اینکه از چه روشی به دست آمده است، شناخت خداوند می پندارد. وحی از طریق علت که همان خدا می باشد،

آگاهی هایی را از بالا به فرد می دهد. در کنار وحی، عقل نیز با توجه به معلولات که شامل مخلوقات می شود، از پایین شناخت را ایجاد

می کند. ولی همه این معارف حکایت از یک موضوع می کنند که آن هم خداست. آنچه از طریق وحی فرستاده می شود مستقیما در تماس با خالق است و آنچه که از پدیده های طبیعی کسب می شود در جهت توصیف اوست. هیچ چیزی نیست که در ارتباط با خدا نباشد و از خدا حکایت نکند. پس هر دو راه شناخت هدف مشترکی را دنبال می کنند ولی هر کدام به گونه ای عمل می کند که مستقل از دیگری است.هرچند که توماس بین عقل و وحی جداسازی انجام داده است اما این بدان معنا نیست که ما در درک آموزه های الهی نیازی به عقل نداریم بلکه او الهیات را دارای فعالیتی عقلانی می داند. پذیرش آنچه از وحی به دست بشر رسیده است محتاج آن است که از طرف عقل مورد تایید واقع شود. او به صراحت اذعان می دارد که "ایمان مستلزم شناخت طبیعی است."تفاوت هر چهار دیدگاهی که رابطه عقل و ایمان را در شناخت آدمی بیان می کردند در اولویتی است که به این دو داده شده است. در دسته اول این امر با نادیده گرفتن عقل صورت می گیرد. در سنت دوم تقدم وحی بر فلسفه مطرح می شود. در مکتب سوم جداسازی آن دو با ارجحیت عقل راه مناسب به نظر رسیده است. در نهایت در آخرین نظرات فعالیت هر دوی فلسفه و وحی در کنار هم ولی هر کدام در حوزه خود راه حل مناسب انگاشته می شود.

 


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:


آخرین مطالب ...
» ماساژ بدن.
» ماساژ بدن.
» ماساژ بدن.
» مواد طبیعی برای بدن
» فواید شمع و عود و الهه آسمانی
» فنگ شویی.فرقه.ادیان.پیامبران.
» بوداشناسی , الهه های یونان
» عکس خدایان و الهه های ایرانی
» اثرات نماز بر بدن انسان
» فرشته
» قوانین زندگی
» خواص سنگ هاي درماني
» غدد دروني بدن
» خواص درمانی سنگ
» همکاری و آشنایی با اسکلت
» فراز های دل من و راه بدست آوردن انرژي
» سیستم عصبی
» روش درمان و ساختمان الهی
» انسان و حقیقت ماورایی بدن
» تفاوت افکار و تفکر . مقدمه حال خوش و عدالت
» حیات تشبیه به مدرسه
» آداب و معاشرت
» اثرات وضو بر چاکرا و خواص درماني سنگ ها
» کودک درون و هاله
» عقل
» ماساژ و خواص درماني سنگ براي بيماري
» جدول حمله بیماری
» وجود انسان و چگونه انرزی منفی را دفع کنیم
» عکس مراکز چاکرا
» جدول هفتگی و سیاره حکمران
» نمودار هفت چاکرا
» تله پاتی و مدیتیشن
» عکس جواهرات گران
» جدول عناصر وجودی
» سنگهای گران و نیمه گران و خواص درماني سنگ ها
» خواص درمانی نور
» خواص درمانی رنگ , تصاویر انرژی مثبت
» عکس نور درمانی یا رنگ درمانی
» عهدنامه
» انسان

Home | FeedBack

Copyright © 2008 LoxBlog.Com . All Rights Reserved. Translation Www.NazTarin.Com